محمد مهدى ملايرى
347
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نوخاستههاى اين طبقه را جمع كند و به آنها علم غيب بهطور حفظى بياموزد و همهء امور دينى را كه بر عهدهء آنها خواهد بود يادشان بدهد ، تا وقتىكه بزرگ شدند پس از امتحان به آنها حق داده شود كه طاووس و علمها را طبق تشريفاتى كه ذكر شد در همه دهات يزيدىنشين بگردانند . چهارم كوچكها هستند . كوچكها همه در خدمت شيخ بزرگ ( بابا شيخ ) مىباشند . كسىكه به مقام كوچكى منصوب مىشود بايد شيخ بزرگ او را قبلا امتحان كند و با او شروط و پيمانى نهد و اگر او را مناسب يافت زنارى به او مىدهد با دو قطعه فلز زردرنگ ، و اين علامت اين است كه او به اين مقام منصوب شده است . وظيفهء كوچكها بيشتر اقامهء نماز و دعا براى دفع بليات و مراسم تكفين و تدفين و تلقين اموات و تعبير خواب و مكاشفات است . وقتىكه قحطى يا بليهاى يا امراض همهگيرى نازل شود شيخ بزرگ به همهء كوچكها پيغام مىدهد كه براى رفع بلاها به دعا و نماز بپردازند . مراسم دعاى دستهجمعى آنها چنين است كه همه در يكجا جمع مىشوند يا در محل شيخ عادى و يا در خانهء شيخ بزرگ و به اندازهء سه ساعت يا بيشتر و حتى گاهى تمام شب سرهايشان را بر زمين مىگذارند و دعا مىخوانند و اين كار ادامه دارد تا وقتىكه بر يك يا چند نفر از آنها مكاشفه شود و به شيخ خبر دهند . و همچنين وقتى يكى از همين دستهء كوچكها بميرد بايد بقيهء آنها در حال مكاشفه روند تا معلوم دارند كه او پس از مرگ به كجا رفته و به چه شكل درآمده و آيا روح او در قالب حيوانى رفته و يا در تن انسانى . رسم است كه در هرسال شيخ بزرگ ده بار همهء كوچكها را جمع كند و به محل شيخ عادى روند و آن را پاك و آب و جارو كنند و اين در جشنها و اعياد بزرگ است كه بايد كوچكها قبل از جماعت مردم براى اينكار به آن محل بروند . يزيدىها قايل به تناسخ ارواح هستند و معتقدند كسىكه مىميرد روح او در قالب ديگرى دوباره به اين جهان برمىگردد و زندگى از سر مىگيرد . حلول روح يك شخص در تن موجودى ديگر اعم از حيوان يا انسان به نسبت خوبى و